و  اینک بهار....

   وتولد و رستاخیزی دوباره برای طبیعت و حیات و آغازی بر یک قصه ی دیگر که گاهی آدمی آن را مبدل می سازد به غصه ای دیگر و آن چه بسیار که بسته به اعمال و نیاتش دارد.

   وهر دو چه بسیار تکرار می شوند تا شاید تذکری باشد برای انسان فراموشکار...

   ورستاخیز طبیعت چه از درون و از برون وچه از باطن واز ظاهر تکراریست بس مفید برای آدمی که او هم به رستاخیزی چنین نیازمندست ، اوهم به تجدید حیات خود نیازمندست و اوهم به تجدید عهد خود نیازمندست تا شاید از آن فراموشی که هر چه میکشد از اوست نجات یابد، ان شاءالله!!

   پس پرواضح است که  انسان به این تکرارها نیازمند است و به گفته ی دکتر شریعتی: در علم و ادب تکرار ملال‌آور است و بیهوده؛ “عقل” تکرار را نمی‌پسندد؛ اما “احساس” تکرار را دوست دارد، طبیعت تکرار را دوست دارد، جامعه به تکرار نیازمند است، طبیعت را از تکرار ساخته‌اند؛ جامعه با تکرار نیرومند می‌شود، احساس با تکرار جان می‌گیرد و نوروز داستان زیبایی است که در آن، طبیعت، احساس و جامعه هر سه دست‌اندرکارند.

خدایا نوروز را بهانه ای قرار بده برای تجدید عهد ما با خود.

وقرار بده در این عید ظهور پسر زهرا را...

عیدتان  مبارک